تمدن ایران زمین

نقارخانه ها

نقاره در فارسی به نوعی ساز کوبی متشکل از دو طبل کوچک متّصل به هم اطلاق می گردد که توسط نقاره چی و به وسیله دو چوب که بر طبل نواخته می شود به صدا درمی آید. نقاره خانه نیز در اصطلاح به محل یا برج گفته می شود نقاره خانه در صحن انقلاب اسلامی است.

 «بامداد و شام، نقاره چیان در آنجا به نواختن طبل و دُهل و کوس و کُرنا، به نوبت نقاره نوازی می کنند.»

در بعضی از فرهنگ ها به زمان نقاره نوازی و به طور مجاز به نقاره نوبت، و به نقاره چی، نوبت نواز گفته می شود. در گذشته های دور بیشتر اصطلاح نوبت نوازی و از آن پس تا قرن دهم هجری هر دو کلمه و از آن به بعد واژه ی نقاره کوبی به تنهایی در متون فارسی مصطلح بوده است.

مه نقاره چی من به شهر شهرت اوست گذشت نوبت خوبان عصر و نوبت اوست

نقاره نوازی در ایران و جهان از قدمتی بسیار برخوردار می باشد و سابقه ی استفاده از دو ابزار مهم در نقاره کوبی، یعنی طبل و کرنا در شکل اولیه به عهد باستان می رسد که در جنگ و مناسبت های دیگر مرسوم بوده است، چنان که در هزاره ی چهارم قبل از میلاد از طبل پایه دار لی لیس در بین النهرین، و از طبل باریکی به نام بلخ (که به خدای اِ آ نسبت می دادند) در مراسم مذهبی استفاده می شده و در عهد سرایش و دایی (1000 تا 1500ق_م) تبتی های مغولی نژاد و همچنین طبل تنه درختی غول‌آسا در آسام متداول بوده است.

آیین نواختن کوس، دُهل، کرنا و شیپور که به تدریج شکل خاصی از آن در ایران باستان، نقاره کوبی نام گرفته است و از ایران به کشورهای دیگر راه یافته، از گذشته های دور در سرزمین های مختلف و در سفر و حضر، جنگ و صلح و شادمانی و عزا رایج بوده است. استفاده از طبل و کرنا و شیپور در جنگ ها بیشتر به منظور اطلاع رسانی و اعلام خبر ورود سپاه به یک سرزمین یا تشویق سربازان در جنگ یا برچیدن اردوگاه ها و سان نظامی و یا رویدادهای بزرگ نظامی همچون فتح و پیروزی و اعلان جنگ مرسوم بوده و در زمان صلح و آرامش بیشتر در جشن ها و اعیاد ملّی و مذهبی یا مراسم سوگواری و تشریفات درباری، مانند جلوس پادشاه بر تخت سلطنت، اعلام خبر ورود به شهر، تاجگذاری یا موارد دیگر از قبیل ولادت و مرگ شاهان و شاهزادگان و دیگر مراسم مهم اجتماعی و هنگام طلوع و غروب خورشید نواخته می شده است.

این آیین در شرق از قدمت بیشتری برخوردار است.(د. بریتانیکا) و رومیان و یونانیان استفاده از این ابزار را در جنگ از شرقی ها آموخته و مورد توجّه قرار داده اند. سرهنری پل آن را یک روش بسیار کهن مردم آسیا می داند و معتقد است که این واژه پس از جنگ های صلیبی وارد زبان های اروپایی شده و رایج گردیده، مارکوپولو به نواختن نقاره به معنای آغاز جنگ توسط ایرانیان اشاره دارد و کریستن سن نیز می نویسد که مردم ایران در جنگ های بالای دیوار مقدمه به وسیله ی بوق و شیپور، محصوران را از حمله دشمن آگاه می کنند.

مستندات تاریخی از قبیل نوشته های متون قدیمی، گزارش های سفرنامه نویسان، وجود مکان هایی با نام نقاره، نقاره خانه، نقاره چی محلّه، نقاره خوان، نقاره کوب، نقاره ناوکش و ... در فرهنگ آبادی های ایران، و مزار پیر نقاره خانه در نزدیکی خواف، تپه ی نقاره خانه در گناباد، برج کوچک نقاره خانه در بالای کوهسار تقی آباد ساری، ... و ابزارهای نوبت نوازی عهد هخامنشی در موزه ی تخت جمشید و سنگ نگاره های طاق بستان کرمانشاه که جلوه ای از نوبت نوازی را به نمایش می گذارد و همچنین وجود اصطلاحات مربوط به نقاره نوازی در اشعار شعرای قدیم و جدید و وجود بعضی دیگر از واژه ها در فرهنگهای لغت، مانند اسب نقاره، شتر نقاره و فیل نقاره، مؤیّد قدمت این آیین در سرزمین ایران است.

درباره ی سابقه ی نقاره و نقاره نوازی در ایران نظریات مختلفی وجود دارد. بعضی همچون نظامی آن را به عصر پیشدادیان نسبت داده و می گوید:

چاربالش نهاد چون خورشید پنج نوبت نواخت چون جمشید

و در بعضی از منابع، این آیین به اسکندر نسبت داده شده و نوشته اند:

چو بنیاد نوبت سکندر نهاد سر از وی بدو پنج منجر نهاد

در اشعار حکیم ابوالقاسم فردوسی نیز استفاده از ابزار نقاره کوبی به عنوان موسیقی رزمی مورد اشاره است:

ز نالیدن کوس با کرّنای همی آسمان اندر آمد به جای

برآمد ز ایران سپه بوق و کوس برون رفت بهرام و گرگین و طوس

برفتند چون باد گردان ز جای خروش آمد و ناله ی کرّ و نای

نقاره نوازی از عهد باستان در پایتخت و شهرهای مهم ایران مرسوم بوده و همه روزه پیش از طلوع و غروب آفتاب با نوبت نوازی خورشید را بدرقه و استقبال می کردند. ویلیامز جکسن نقاره کوبی در وقت غروب آفتاب را یادگار دوران کهن آفتاب پرستی می داند و مادام ژان دیولافوا می نویسد که نقاره چیان با آن کرنای بلند قبل از طلوع آفتاب و بعد از خروج آن در بالای عمارت نقاره خانه و به رسم نیاکان باستانی خود به آفتاب که بزرگ ترین نماینده ی قوای طبیعت است، سلام می دهند.

«آخشام زدن» به معنای نقاره ی شامگاه، یادآور این مراسم باستانی است و هنوز لفظ آخشام به معنای عصر و نزدیک غروب در زبان آذری مصطلح است.

در ایران پس از اسلام، آیین نقاره نوازی به اقتباس از گذشتگان در عهد خلفا و پس از آن در دوران سلسله های ایرانی مرسوم گردید، چنان که نظامی می گوید:

چار علم رکن مسلمانی است پنج دعا نوبت سلطانی است.

به نوشته ی جرجی زیدان عرب های جاهل جز طبل نمی شناختند و نواختن شیپور و کرنا مرسوم نبود. و در جنگ اُحد زنان مشرک در جلو صف دایره و طبل می زدند. امّا به تدریج مسلمانان کرنا و شیپور را مورد استفاده قرار دادند. آدام متز می نویسد در جشن سالروز رهایی یوسف از زندان، مصریان با طبل و شیپور از تجّار خرجی گرفته در خورجین می ریختند. و در جشن 18 ذیحجه سال 352 ه.ق، شیعیان بغداد به فرمان عضدالدوله در مراسم یادبود غدیر خم چادرها برافروخته، شب را در مجلس شرطه آتش افروزی کردند و طبل و شیپور نواختند.

ظاهراً پس از آل بویه نوبت زنی در بین خلفای اسلام مرسوم شد و به نوشته ی ابوالحسن هلالی، در بغداد ابتدا برای خلفا و سپس برای ولیعهدان و امرای سپاه نیز در اوقات سه گانه ی نماز نوبت زده شد و به تدریج خلفا این رسم را چهره ای مذهبی داده برای اعلام وقت نماز و افطار و سحر استفاده کردند.

در قرن های اولیه ی اسلامی، نقاره نوازی در دستگاه امیران و حاکمان ایرانی مرسوم بوده، بانگ کوس و نقاره در نزدیکی سرای پادشاهی و دارالحکومه در اوقات معینی صبح و شام شنیده می شد (ناظم الاطباء). نقاره زنی در نقاره خانه، نوبت شاهی به شمار می رفته است (فرهنگ معین) و نقاره خانه اختصاص به پایتخت حکومت داشت و اولین نشانه ی تغییر حکومت، تصرف نقاره خانه بود.

در قرن پنجم نقاره نوازی در ایران مرسوم بوده است، چنان که سنایی غزنوی گوید:

خود همه عالم نفیری نیست پیش نیک و بد چیست این چندین نقاره، نقرکی بهر نفیر

دفعات نوبت نوازی در دوران مختلف، متفاوت بوده و به قولی در زمان اسکندر سه نوبت و بعد چهار نوبت و در زمان سلطان سنجر پنج نوبت شده است.

در قرن هفتم نقاره نوازی در ایران معمول بوده است، چنان که مولوی در اشاره به این مراسم گوید:

سحرگهان ز ندای خروس روحانی ظفر رسد ز صدای نقاره ی بهرام

 مؤلف کتاب مشهد طوس مراسم نقاره نوازی در ایران را به عهد مغول نسبت داده می نویسد برای حکّام چهار و پادشاهان پنج نوبت نواخته می شد. در قرن های بعد نیز این آیین رایج بوده است. سیف فرغانی شاعر پارسی گوی و عارف نیمه ی دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم سروده است:

بر در شهر دلم نقاره زد و گفت کز پی سلطان حسن ملک بگیرم

در قرن نهم استفاده از طبل و شیپور در دربار پادشاهان مرسوم بوده، مؤلف زبدۀ التواریخ می نویسد:

«... به جهت تنظیم حکم پادشاه چتری آوردند و بر سر اطعام بداشتند... و در پای کوشک، مجموع سازها با دهل و دمامه (طبل و شیپور) می زدند».

او در جای دیگر اضافه می کند که از رویینه خم (کوس و نقاره ی بزرگ) استفاده می گردید.

بر آمد فغان از دم گاو دم گورگا بغرید و رویینه خم

حافظ ابرو در خبری دیگر از وقایع سال 809 ه.ق در مراجعت امیرزاده به یزد به اجرای مراسم نقاره نوازی اشاره دارد و می نویسد:

«... جمعی کثیر را در مقابل ایشان باز داشتند و بفرمود تا نقاره و برغو(شاخ حیوان میان تهی) می زدند و ...».

فضل اللّه خنجی نیز که نوشته هایش درباره نقاره نوازی، اولین و قدیم ترین خبر درباره ی سابقه ی نقاره نوازی در مشهد است به رواج این مراسم در این دوران اشاره دارد. شعرای این دوره همچون جامی نیز از این مراسم سخن گفته اند:

چنان بلند شد آهنگ ما که نشناسد که این نفیر شب است یا نقاره ی صبح

در عهد صفویه استفاده از نقاره در پایتخت معمول و به تدریج در شهرهای بزرگ رایج گردیده و در جشن های پیروزی و تاج گذاری و ولادت شاهان و شاهزادگان و خلعت پوشی امیران و ...، مراسم نقاره زنی اجرا می گردید. مؤلف عالم آرای عباسی با ذکر واقعه ی تولّد شاه عبّاس اول از برگزاری این مراسم در اطراف و جوانب کشور خبر داده است. شاردن می نویسد «در بالای سر در مدخل بازار شاه اصفهان دو ایوان سرپوشیده ی بزرگ وجود دارد که محل نواختن ادوات موسیقی است و به آن نقاره خانه می گویند و هر روز به هنگام برآمدن و غروب خورشید در آنجا سرنا و دهل و طبل می نوازند».

اصطلاح رایج شادیانه در متون عهد صفویه، مؤیّد آن است که علاوه بر مراسم شاهانه و قبل از طلوع و غروب خورشید، نقاره نوازی در جشن ها و سرور به ویژه ازدواج مرسوم بوده است، چنان که محمّد هاشم آصف به نقاره کوبی در جشن عروسی هزار دختر در دوران صفوی اشاره دارد. نگارنده ی بدایع الوقایع نیز در خبر برگزاری این آیین در اواخر قرن دهم قمری می نویسد:

«... القصه، آن شب از این نوع حکایات بسیار گذشت تا به وقت نقاره(نقاره سحر) نشسته بود و میادین حکایت می پیمودند».

از جمله دیگر مناسبت های نقاره کوبی در این دوران، تعیین حاکم جدید در شهر و پسرزایی بوده است.

به نوشته ی بهبهانی در مشهد دو نوع نقاره نواخته می شد؛ یعنی در ابتدای شب نقاره ی حضرت و سپس مراسم نقاره ی سلطانی اجرا می شده است.

ظاهراً کاربرد نقاره که تا قرن نهم منحصر به مناسبت های مذهبی و ملّی بوده است در دوران صفویه و افشاریه از تنوع بیشتری برخوردار شده و به نوشته ی مؤلف عالم آرای نادری در مراسم استقبال و خوش آمدگویی از سعادت خان نیشابوری و در لشکرکشی ها و برای رَم دادن مرغان وحشی(در حمله ی گرجستان) و ترغیب سپاه در تهاجمات (لشکرکشی به قندهار و هند) و هم نوایی و شادباش در فتوحات(فتح پیشاور) مورد استفاده قرار گرفته است؛ امّا به نوشته ی میرزا مهدی استرآبادی در سوگواری و ماتم، نقاره نواخته نمی شد، چنان که می نویسد از اجرای مراسم شادیانه در 1143 ه.ق به دلیل ماتم ناشی از جنگ با افاغنه به دستور نادرشاه ممانعت می شود.

نقاره نوازی در دوران زندیه و قاجاریه گسترش بیشتری یافت و علاوه بر مناسبت های رایج، موارد و مناسبت های تازه ای همچون نقاره نوازی در مراسم اسب دوانی دربار و شترگردانی روز عید قربان و مراسم سلام در روزهای عید و اعلام قرق در شب بر مناسبت های قبلی افزوده شد که در منابع مختلف عهد قاجار به ویژه گزارش های سفرنامه نویسان مطالب فراوانی در این باره به چشم می خورد.

دکتر هنریش بروگش از وجود نقاره در سر درِ دروازه ارگ خبر داده است و ساموئل گرین می نویسد که در این شاه نشین مراسم نقاره نوازی اجرا می شد و جکسن ضمن تأیید این گزارش به برگزاری این مراسم در تهران و مشهد و شهرهای بزرگ اشاره می کند. اوژن اوبن در توصیف نحوه ی اجرای مراسم نقاره نوازی می نویسد: یک صد تن از نقاره چیان در لباس های مبدل سرخ و در چهار جوخه به ترتیب نی لبک، طبل و تنبور می نوازند. پولاک که تعداد نقاره چیان را چهل تن یاد می کند، می نویسد که در مراسم خاص نوروز و هم زمان 120 گلوله ی توپ نیز شلیک می شود. کرزن نیز شرح می دهد که مهم ترین مراسم نقاره نوازی عهد قاجاریه در برج مخصوص اقامتگاه شاهی و در پایتخت اجرا می شود.

به دلیل گسترش این آیین در دوره ی قاجاریه به تدریج بر تشریفات و تجملات مراسم نقاره نوازی افزوده شد. ناصر نجمی می نویسد نقاره چیان ارگ با کلاهی از پوست سیاه و سرخ که یراق دوزی شده و نیم تنه و شلوارهای سرخ که سر و دست و یقه و نیم تنه از پوست سیاه و دکمه های برنجی شیر و خورشید تزئین شده سه نوبت طبل می نواختند و شب ها در بالای دروازه و قراول خانه ها طبل پرچین ورچین می زدند تا پیشه وران بساط خود را جمع کنند.

به نوشته ی اعتماد السلطنه در عهد ناصری در تهران و بیشتر شهرهای بزرگ ایران، همچون تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، هرات و قزوین نقاره نوازی مرسوم بوده است، امّا در ایام سوگواری و عزا مراسم اجرا نمی گردید.

از اواخر دوره ی ناصرالدین شاه با رواج آلات موسیقی اروپایی، به تدریج از اهمیت نقاره خانه ها کاسته شد و نقاره نوازی جنبه ی تجمّل و تشریفات یافت و به جماعت جای نقاره چیان، اعضای کنسرت موسیقی نوازان در محافل جشن و سرور ظاهر شدند و کارایی نقاره و نقاره خانه به تدریج کاهش یافت و از تعداد نقاره چیان و ابزارهای نقاره نوازی کاسته شد و این سنّت قدیمی به آهستگی رو به فراموشی گذاشت؛ امّا چون تا اواخر عهد قاجاریه هنوز هم نقاره خانه مظهر اقتدار پادشاهی و اعلام حاکمیت به شمار می رفت در پایتخت نواخته می شد، چنان که به نوشته عبداللّه مستوفی، پس از فتح تهران، رضاشاه با تصرف نقاره خانه و تغییر محل آن به سر درِ ارگ تهران، در عمل اقتدار خویش را نشان داد و نقاره خانه جدیدی در سر درِ باغ ملّی(میدان مشق) بنا کرد. امّا پس از آن در عهد پهلوی این آیین از رونق افتاد و فقط در مشهد و در نقاره خانه آستان قدس رضوی این رسم قدیمی با همان ابزار و شیوه همچنان اجرا می گردید.

با گذشت زمان و در اثر بی توجهی این سنّت قدیمی در دوران پهلوی منسوخ شده از میان رفت و اکنون فقط در مشهد و در نقاره خانه حضرت امام رضا علیه السلام به طور رسمی و در مواقع معین و با همان سبک و سیاق قدیمی و به طور منظم و دائم نواخته می شود و در خارج از ایران، در بعضی از کشورهای آسیای میانه از جمله تاجیکستان و ازبکستان نیز در مراسم استقبال رسمی از میهمانان از گروه نقاره چیان استفاده می شود که به تناسب اهمیت مراسم، تعداد کرنانوازان و دف داران متفاوت است و معمولاً حداقل دو کرنانواز و دف نواز با همان کرناهای قدیمی که حدود 20/1 متر طول دارد به اجرای مراسم می پردازند و هنوز این سنت کهن را زنده نگه داشته اند.

*پیشینه ی نقاره نوازی و نقاره خانه در آستان قدس رضوی

اگر چه از زمان دقیق و چگونگی پیدایش رسم نقاره نوازی در آستان قدس رضوی اطلاع روشنی در دست نیست، امّا رواج و دوام این سنت دیرینه ایرانی در اماکن متبرکه، مبین آن است که مسلمان ایرانی به همان سان که ذوق و هنر خویش را با شور ایمان درآمیخته و هنر معماری را در خدمت فرهنگ اسلامی و در قالب طرح های بدیع در محراب، گنبد، مناره و ... متجلی ساخته و معرفت عمیق دینی اش را در تزیین طاق ها و ایوان ها و مقرنس و معرق و مضرّس ها با خلق طرح های اسلیمی و دیگر آمیزه های نوخاسته با عالی ترین جلوه به نمایش گذاشته است، با برقراری مراسم نقاره نوازی در بارگاه رضوی به این رسم تعظیم و تکریم، که ریشه در فرهنگ ایرانی دارد، رنگ اعتقادی داده و بدین گونه با حفظ آن به یکی دیگر از مظاهر هنر و فرهنگ مسلمان ایرانی تشخّص بخشیده و اینک با گذشت زمان و منسوخ شدن این آیین، نقاره نوازی به یادگار به عنوان نمادی محترم و پسندیده در حریم رضوی درآمده است.

آگاهی درباره ی این آیین از حدود قرن نهم هجری فراتر نمی رود و قدیم ترین خبر در این باره همان نوشته مؤلف مهمان نامه بخارا در اوایل قرن دهم هجری است که در گزارشی از سفر محمّد خان شیبانی به حرم رضوی از وجود نقاره خانه و رسم نقاره نوازی در اماکن متبرکه رضوی خبر می دهد و می نویسد:

«... بر فوق بارگاه حضرت امام محلی که نقاره نوبت حضرت امام می زنند جماعت نقاره چیان اردویه همایون و نفیرچیان ایستاده و مترصد آن که چون مرکب همایون برسد نقاره کوبند و نفیر نوازند...».

فضل اللّه خنجی بدون آن که از پیشینه بنا و تشکیلات نقاره خانه و سابقه ی نقاره کوبی سخنی به میان آورد، به صراحت از وجود مکانی برای نقاره و نوبت نوازی در حرم مطهر(که قرار بوده نقاره چیان ارودی شاه در آنجا مراسم اجرا نمایند) یاد می کند. ضمن آنکه محتوای خبر مزبور از سابقه نقاره نوازی در حرم رضوی پیش از این تاریخ حکایت می کند. در خبر دیگری آمده است که بابربن بایسنغر در سال 860 ه.ق که برای استشفا به زیارت آمد در چهارباغ مشهد، زمستان را به سر برد و نقاره خانه خود را در باغ جنب صحن قرار داد و دستور داد در آنجا نوبت بزنند.

بی خبری از علّت و کیفیت برقراری این آیین پیش از قرن دهم نظریات مختلفی را در این باره مطرح ساخته که در بعضی، عنوان ولیعهدی امام رضا(ع) یا مقام معنوی سلطان خراسان یا پاسداری از عظمت بارگاه رضوی و مانند آن یا اعلام وقت آخر نماز و مراسم افطار و سحر ماه رمضان یا جشن و سرور و رویدادهای خاص از جمله عوامل برقراری آیین نقاره نوازی معرفی شده است. و به استناد شواهد تاریخی بعید نیست که نقاره نوازی نیز همانند دیگر مراسم رایج و آداب و ابزار خدمت در آستانه، از قبیل تعیین مأمورین خدمت و ایجاد مناصب اداری و خدماتی و برقراری نوبت های پنج گانه کشیک و لباس مبدل خدام و لوازم خدمت مانند عصای دربانی و تدوین آیین نامه ها و مراسم ویژه خطبه و صفه و تحویل کشیک و غبارروبی و غیره، ضرورت هایی بوده است که با هدف ارج گذاری به قداست بارگاه رضوی و خدمت و ایجاد رفاه زائران، امّا متأثر از سبک و سیاق شیوه های اداری و اجرایی حکومت های وقت و در طول چندین قرن در تشکیلات اداری اماکن متبرکه رضوی پدید آمده و تغییر و تبدیل و نظام پذیرفته و باقی مانده است.

بعد از گزارش فضل اللّه خنجی، مهم ترین خبرها درباره ی نقاره خانه مربوط به عهد صفویه است. مؤلف عالم آرای عباسی می نویسد که نقاره خانه با چند طبال و شیپورچی تحت نظر مهتر نقاره خانه اداره می شود. در اسناد این دوران نیز میزان و نحوه پرداخت مواجب و نام بعضی از اعضای نقاره خانه از جمله درویش حاجی و غیاث الدین محمّد طبال و میرمحمّد صادق، مهتر نقاره خانه در تاریخ های 1014، 1025 و 1085 ه.ق قابل ملاحظه است.

در این دوران مشهد به عنوان مهم ترین شهر مذهبی ایران مورد توجّه خاص شاهان صفوی بود و علاوه بر نقاره ی سلطانی، نقاره ی مخصوص حرم حضرت رضا علیه السلام نیز نواخته می شد و تا اواخر عهد صفویه این آیین رایج و در حال گسترش بود، چنان که مؤلف زبدة التواریخ از اجرای نقاره شادیانه در 1140 ه.ق خبر می دهد که به دستور نادر و جهت جلوس شاه طهماسب دوم در مشهد صورت گرفته است.

با ظهور دولت افشاریه و مرکزیت سیاسی شهر مشهد، آیین نقاره نوازی در آستان قدس از رونق بیشتری برخوردار شد و به جز ایام سوگواری مراسم نقاره ی شادیانه برگزار می شد، چنان که میرزا مهدی استرآبادی در ذکر وقایع سال 1143 ه.ق به ممانعت نادر از اجرای مراسم به علت ماتم و سوگواری مردم خبر داده است.

در تدوین طومار علیشاهی در عهد افشاریه به تشکیلات نقاره خانه نیز توجهی خاص مبذول شده و 13 نقاره چی با عنوان عمله شکوه و با مواجب مقرر شده و از محل موقوفات خاص بودجه ای برای تأمین لوازم نقاره خانه، از قبیل چرم گاو جهت طبل و غیره اختصاص یافته است.

نقاره نوازی در آستان رضوی

در دوران نقاره نوازی قاجاریه از آداب و تشریفات خاصی برخوردار گردید و از جمله مناسبت های ویژه ی نقاره نوازی، اعیاد مذهبی به خصوص جشن ولادت امام رضا علیه السلام بوده است. ادیب المعی می نویسد:

«در شب یازدهم این ماه که میلاد حضرت امام رضا علیه السلام باز صحن را به قسمی دلکش چراغانی کرده زینت دادند. نقاره خانه ی آستانه را کوفتند و باب سرور مفتوح و قلب اعالی دین مقروح و مجروح شد...».

نام نقاره خانه در عهد قاجاریه کرناخانه بود و نقاره چیان، عملجات شکوه نامیده می شدند که در اسناد عهد قاجاری از آن ها یاد شده است. به نوشته ی پرفسور عبدالغنی میرزایف، در مناسبت های دیگر از جمله رویدادهای خاص مانند ظهور کرامات خاص نیز نقاره نواخته می شد و گاه در ایّام خاص مدت اجرای این مراسم طولانی می گردید، چنان که علی نقی حکیم الملک می نویسد:

«... در جشن ولادت امام رضا علیه السلام نقاره خانه ی حضرت تا هنگام صبح غلغله افکن طارم اعلی بود...».

یکی دیگر از نویسندگان دوره ی قاجاریه که به موضوع نقاره نوازی در آستان قدس رضوی اشاره کرده، حاج سیاح است:

در این دوران علاوه بر مناسبت های مرسوم برای نقاره نوازی، مانند نوبت های دوگانه و جشن ولادت امام رضا و دیگر ائمه اطهار علیهم السلام ، نقاره نوازی در مراسم سلام معمول می گردد که تا عهد پهلوی رایج بوده است. اگر چه در این دوران در جشن تحویل سال نو و نوروز نیز مراسم اجرا می گردید، امّا تاریخ دقیق پیدایش این مناسبت مشخص نیست، و لکن در این دوران، چنین مناسبت هایی در تقویم مراسم و نوبت زنی نقاره خانه ی حضرت وجود داشته است و نقاره خانه به عنوان یکی از مؤسسات رسمی در اماکن متبرکه به شمار می آمده است، چنان که در همین دوران ساختمان سابق نقاره خانه در بالای ایوان شرقی(محل کنونی و در قسمت غربی آن) برای اجرای مراسم احداث شده است.

در اواخر عهد قاجاریه با ظهور وسایل جدید موسیقی در دربار، نقاره نوازی در شهرها از رونق افتاد و به جز پایتخت و چند شهر مهم به تدریج منسوخ شد که این موضوع در دوره پهلوی نیز ادامه داشت، امّا نقاره نوازی در این دوران در آستان قدس رضوی همچنان با آداب خاص و در نوبت های معین برگزار می گردید و اگر چه در دوره ی نیابت مرحوم محمّد ولی خان اسدی نقاره نوازی در آستان قدس به دلایلی برای مدتی متروک شد، امّا مجدداً از سال 1321 ه.ش این مراسم برقرار گردید و همچون گذشته در زمان های خاص و به جز ایام سوگواری و ماه محرم و صفر اجرا می شد. از آن زمان تاکنون نیز این سنّت نیک که یادآور پرستش خدا و معرفت عظمت و شکوه بارگاه رضوی است، بر جای مانده و آوای نقاره، نغمه ای آشنا و شادی بخش است که شنونده را به یاد بارگاه حرم مطهر امام رضا علیه السلام می اندازد).

سابقه ی اداری و تشکیلات نقاره خانه در آستان قدس رضوی

قدیم ترین خبر از تشکیلات اداری نقاره خانه در اماکن متبرکه رضوی، مربوط به عهد صفویه است که در پی تغییرات اساسی در امور تولیت و اداره آستانه با تعیین میرمحمّدصادق به عنوان مهتر نقاره خانه در 1085 ه.ق این مراسم از نظم خاص و جدید برخوردار گردید و با اختصاص موقوفات و برقراری مواجب برای نقاره چیان(70)، نقاره و نقاره نوازی به عنوان یک نهاد جدید در حریم رضوی رسمیت یافت و در دوران بعد از اهمیت بیشتر برخوردار شد و با تدوین طومار علیشاهی برای تعداد 12 نفر نقاره چی و یک سرپرست جمعاً 16 خروار گندم و یک تومان جهت تأمین هزینه های جاری همچون تهیه چرم گاو و برای طبل تخصیص یافت.

در این دوران علاوه بر مواجب مقرر، در ماه رمضان هزینه ی سحری و افطار و در اعیاد فطر و قربان و غدیر، پول و وجه شیرینی و گوسفند به رسم تحفه به نقاره چیان داده می شد.

از چگونگی گزینش و سابقه ی اداری و پرسنلی نقاره چیان تا دوره قاجاریه اطلاعی در دست نیست؛ امّا از اسناد عهد قاجار چنین برمی آید که اولاد ذکور نقاره چیان در صورت داشتن شرایط و صلاحیت به صورت توارثی به جای پدر و پس از احراز شرایط لازم به کار گمارده می شدند.

در دوره ی قاجاریه پس از تدوین طومار عضدالملک و اقدامات میرزا موسی خان و هم زمان با انتظام در بخش های مختلف آستانه به تشکیلات و چگونگی اجرای مراسم نقاره نوازی نیز توجّه خاص به عمل آمد و ساختمان و محلّ خاصی برای این منظور اختصاص یافت.

ابلاغ مالی آقای احمد اقوام شکوهی نقاره چی آستانه در 1350 ه.ش

در سال 1307 ه.ش با تدوین نظامنامه ی خدمات کشیکی برای عمله شکوه نیز که جزء خدّام محسوب می شدند وظایف خاصی منظور گردید و تعداد نقاره چیان به نُه نفر تقلیل یافت. و از آن زمان تا اواخر عهد پهلوی به نوشته ی احتشام کاویانیان این مجموعه ی نُه نفری که از مستخدمان اداره ی تشریفات بوده اند به صورت افتخاری اشتغال داشته اند.

اکنون تعداد نقاره چیان چهارده نفر است که در هر نوبت ده تن از آنان(چهار طبّال و شش کرنانواز) به کار نقاره نوازی اشتغال دارند .

و با برخورداری از حقوق و مزایای خاص و تحت نظر اداره انتظامات که از ادارات تحت نظارت معاونت اماکن متبرکه آستان قدس رضوی می باشد، به انجام وظیفه مشغول هستند. اکنون سرپرستی نقاره چیان با احمد اقوام شکوهی است که به صورت توارثی این سمت را پس از پدر و اجداد خود به ارث برده و فرزندان ذکور ایشان نیز از نقاره چیان شاغل می باشند و ایشان بیش از 55 سال است که در آستان قدس رضوی، شغل نقاره نوازی و تهیه و آماده سازی طبل ها و مدیریت نقاره خانه را بر عهده دارد، ضمن این که نام فامیلی ایشان نیز به دلیل اشتغال در نقاره خانه ی حضرتی و خویشاوندی نسبی با عملجات شکوه، اقوام شکوهی است. گفتنی است نقاره چیان به صورت تجربی و توسط نقاره چیان قدیمی و در محل آموزش دیده اند.

تعداد نقاره چیان در دوره صفوی سیزده و تا عصر پهلوی به همین تعداد بوده و در اواخر عهد پهلوی به نُه نفر تقلیل یافته و اینک در یک گروه ده نفری مرکب از شش کرنانواز و چهار طبّال به اجرای مراسم می پردازند.

 

ابزار و وسایل نقاره نوازی

ابزار و وسایل نقاره خانه شامل چهار نوع طبل و کرنا و لوازم متعلق به آن است. طبل ها از کاسه های بزرگ و کوچک مسی و چدنی است که پوست دباغی شده بر روی آن کشیده شده و با دو چوب ساده به طول تقریبی بیست سانتیمتر نواخته می شوند و کرناها سازهای بادی به طول تقریبی 100 تا 120 سانتیمتر است که از جنس مس یا برنج ساخته شده و آب کُرم داده شده اند. طبل ها و کرناها در مشهد ساخته می شوند.

در نقاره نوازی از چهار نوع طبل به نام های طبل سرچاشنی، گاه برگاه(گورگه، گورگ)، تخم مرغی و ساده(میانه) استفاده می شود. طبل سرچاشنی طبلی کوچک و چدنی و دارای صدای زیر است که به عنوان طبل اصلی و توسط سرچاشنی در تمام مدت نقاره کوبی نواخته می شود و طبل های دیگر که مسی هستند و در دو اندازه ی بزرگ و میانه تهیه شده اند و صدای بم دارند، هماهنگ با طبل سرچاشنی و به طور متناوب و یک در میان و همنوا با کرنا و گاه تنها تا خاتمه مراسم به عنوان کوس شادیانه همراهی می کنند و ذکر ندارند.

کرناها با دمیدن به صدا در می آیند و دارای ذکر هستند. و به قولی آهنگ امروز کرناها همان آهنگ قرن های قبل است که سینه به سینه نقل شده و باقی مانده است و هر شخصی بنا بر ذوق و اعتقادش تعابیری از آن داشته که درست ترین آن ها به نقل از سرپرست نقاره چیان چنین است که در سه دست به ترتیب اجرا می شود:

سرنواز(سردسته ی کرنانوازان) ابتدا کرنا را به طرف گنبد مطلا با حالت سلام می گیرد و با آهنگ(سلطان دنیا و عقبی، علی بن موسی الرضا) می نوازد و پس نوازان که تعداد آن ها پنج نفر می باشد، با کرنا هماهنگ پاسخ می دهند: امام رضا( دو مرتبه). مجدداً سرنواز با کرنا به طرف گنبد اشاره کرده می دمد: امام رضا( 3 مرتبه) و پس نوازان جواب می دهند: غریب رضا( دو مرتبه). در دست دوم، سرنواز می دمد: مولی، مولی، مولی، علی بن موسی الرضا. پس نوازان پاسخ می دهند: رضاجان(سه مرتبه) و سرنواز سر کرنا را به طرف گنبد مطلا می گیرد و ذکر می کند: یا امام غریب یا امام رضا. پس نوازان جواب می دهند: رضا جان( 3مرتبه) و در دست سوم سرنواز می دمد: دوره دوران امام رضاست. در این موقع طبّال ها کوس شادیانه می نوازند و مجدداً سرنواز ذکر می کند: دوره دوران امام رضاست، دادرس بیچارگان. پس نوازان جواب می دهند: ای دادرس درماندگان. و موقعی که پس نوازان می خواهند کرناهای خود را کنار بگذارند سرنواز می گوید: فریادرس! و طبال ها با شدت بیشتر بر طبل ها می کوبند.

در هنگام اجرای مراسم، چهار طبال در سمت راست نقاره خانه(شمال) رو به گنبد مطلای امام و بر روی صندلی های کوچک نشسته، شش کرنانواز به ترتیب در کنار سرنواز در سمت چپ نقاره خانه(جنوب) می ایستند و هماهنگ نقاره نوازی می کنند.

در گذشته انجام وظیفه ی نقاره چیان در روزهای عادی، خدمت معمولی و در مواقع خاص و مناسبت ها، به ویژه جشن اعیاد «نقاره خانه ی عید» نامیده می شد.

 

*مواقع نقاره نوازی

اکنون همه روزه به جز ایام سوگواری و ماه های محرم و صفر، دو نوبت پیش از طلوع و غروب آفتاب به مدت بیست دقیقه نقاره نواخته می شود و در جشن اعیاد علاوه بر نوبت های معمول دو یا سه نوبت به ترتیب یک ساعت بعد از غروب و یک ساعت بعد از طلوع آفتاب نقاره نوازی می شود و در ماه رمضان یک نوبت در دو ساعت مانده به سحر و بعد از اتمام مناجات مؤذنان به مدت نیم ساعت نقاره سحر و یک ربع قبل از غروب آفتاب نقاره افطار نواخته می شود و در جشن نوروز و زمان تحویل ساعت نیز نقاره خانه مراسم اجرا می کند.

تاریخچه ی ساختمان نقاره خانه

ساختمان نقاره خانه معمولاً در مکانی مرتفع در بالای دروازه ی شهر یا سردرِ ورودی کاخ شاهان و یا مکان مرتفع در نزدیکی ارگ و یا قراول خانه احداث می گردید تا صدای نقاره در قسمت های مختلف شهر شنیده شود و از نظر ظاهری شبیه برج و یا آشیانه به شکل مستطیل و یا مربع و مسقّف بودند و به وسیله ی پلکان با زمین مرتبط می شدند. بنای نقاره خانه ی آستان قدس رضوی نیز با همان ضرورت و در مکان کنونی که مرتفع ترین نقطه ی در مرکز شهر مشهد قدیم بوده است، احداث شده تا صدای نقاره در حرم و شهر شنیده شود.

از پیشینه ی ساختمان نقاره خانه ی آستانه پیش از دوره قاجاریه آگاهی چندانی در دست نیست و در خبر مؤلف مهمان نامه ی بخارا نیز از وضعیت ساختمان توصیفی به عمل نیامده و فقط به وجود محلی خاص در فوق بارگاه رضوی اشاره شده است که ممکن است منظور سایبان یا نقاره خانه ی قدیمی قبل از سال 1336 ه.ش مکانی برای تجمع نقاره نوازان یا آشیانه ای بوده که بعدها به محل کنونی انتقال یافته است، ولی به طور مسلم این مکان به دلیل عدم ایجاد صحن عتیق، در سمت غرب یا شرق گنبد و برفراز چند بنای موجود در اطراف حرم قرار داشته که محل دقیق آن مشخص نیست.

نقاره خانه سابق تقریباً در همین محل کنونی قرار داشته و ساختمان آن در دوره قاجاریه آغاز شده و توسط حاجی قوام الملک به اتمام رسیده است، چنان که اعتماد السلطنه می نویسد:

«... سمت خیابان پایین، بالای درِ پایین خیابان نقاره خانه ی حضرت است که مرحوم حاجی قوام الملک تمام نموده است».

این بنا که در مقیاس کوچک تر و کم ارتفاع تر از نقاره خانه ی کنونی و از چوب و حلب ساخته شده بود بر روی لبه ی کم عرض بام تاج ایوان غربی(سردرِ داخلی ایوان) صحن عتیق قرار داشت و دارای بیست پایه ی چوبی بود که سقف شیروانی آن بر فراز نقاره خانه واقع بود و در واقع حکم سایبانی مکعب مستطیل و مسقف را داشت که لبه ی شرقی آن بر روی تیر چوبی پهن و به وسیله ستون های چوبی بر روی طاق تویزه مستحکم شده بود و نقاره چیان از فضای موجود در زیر و از طریق نردبان چوبی به محل نقاره خانه آمد و شد می کردند.

این بنای قدیمی که به دلیل عدم استحکام و کاربرد مصالح ساده، با گذشت زمان پوسیده و فرسوده شده و به رغم آنکه با بادبندهای چوبی در اطراف مهار شده بود، در شرف انهدام بود، در سال 1338 ه.ش برای بازسازی و احداث نقاره خانه ی جدید تخریب شده و عملیات ساختمانی آن در زمان محمّد مهران، نیابت تولیت وقت و تحت نظارت مهندس قهرمانی و معماری حاج احمد بیوکی آغاز شد و در سال 1346 ه.ش عملیات ساختمانی آن خاتمه یافته، آماده بهره برداری گردید.

برای احداث نقاره خانه چون سقف ایوان شکست برداشته بود ابتدا سردرِ داخلی و خارجی به وسیله ی بتون مسلّح به یکدیگر پیوند یافته و با ستون های بتونی و سقف سیمانی به هم متصل شدند و سپس به محاذات ستون ها پایه های نقاره خانه گذاشته شد و پیکره ی یکپارچه و بتونی نقاره خانه بر روی آن قرار گرفت. در زمانی که نقاره خانه ی جدید در حال احداث بود به مدت چند ماه ابتدا در کنار برج ساعت بر فراز ایوان غربی و پس از آن به مدت چهار سال بر روی سکوی چوبی موقت و بر فراز ایوان عباسی، نقاره نوازی می شد تا اینکه ساختمان جدید احداث گردید. این بنا از سه طبقه تشکیل شده است که در طبقه اول انبار وسایل نقاره خانه و در طبقه ی دوم، اتاقک مخصوص نقاره چیان قرار دارد که با دو پنجره ی کوچک آهنی به طرف مغرب مزین است و در طبقه فوقانی آشیانه ی نقاره خانه واقع شده که حدوداً 20/3 متر ارتفاع دارد و به صورت هشت ضلعی منتظم کشیده در طول است. ارتفاع نقاره خانه 50/9 متر و قاعده ی آن 30 × 18/6 متر می باشد و سقف آشیانه با 18 پایه ی آهنی بر روی طبقه دوم اتصال یافته و نرده ای آهنی با طرح های هندسی در اطراف آن کشیده شده و در نمای خارجی بر لبه ی سقف آشیانه سه قطار مقرنس از کاشی معرق و بر بالای آن در لبه بام آشیانه کنگره ای معرق به رنگ فیروزه ای در دورتادور خودنمایی می کند. نمای بیرونی دو طبقه ی تحتانی نقاره خانه نیز به وسیله طاق نماهای زیبا و با خوانچه بندی به وسیله ی کاشی معرق در رنگ های جالب مزیّن شده است که ساختمان مقرنس ها و سایر امور ساختمانی بر عهده ی حاج صادق رأفتی و طرح کاشی های معرق به قلم محمّد حسن رضوان، کتیبه نویس آستان قدس بوده است. ساختمان نقاره خانه از زمان تأسیس تا کنون چندین بار مرمت های جزئی داشته است.

توضیح این که نقاره خانه در ایران و در آستان قدس از سابقه ای چند صد ساله برخوردار است و اگر چه اصطلاحات مربوط به این تشکیلات و بنا، مانند کرناخانه، شادیانه، عملجات شکوه، مهتر و دهباشی نقاره خانه، نوبت، و نام طبل ها و دیگر واژه ها به فراموشی سپرده شده است، امّا وجود این رسم قدیمی نام و یاد ادبیات و واژگان این آیین را زنده نگه داشته است.

 منبع: فصلنامه ی مشکوة، شماره 80، قصابیان، محمدرضا؛

 

 

 

کوه میان قلعه(کوه استخر)-شمال شهرستان مرودشت،نزدیک تخت جمشید

این همان دژ است که اتابک ابوبکر سعد زنگی بداشتن آن هنگام بیم و اضطراب ، و به

نزهتگاه شعب بوان هنگام آسایش و فراغ خاطر ، افتخار مینموده است . شعب بوان یکی

از بهشتهای چهارگانه قدیم بوده ، سه دیگر : سغد سمرقند ، غوطه دمشق ، نهر ابله

میباشد . شعب بوان ( بکسر شین و سکون عین ) جلگه پر درخت و خوش آب و هوائی

است در شولستان فارس ( نوبنجان ) ، که یکی از شهرهای کوره شاپور بوده . این جلگه

بین دو کوه واقع و حدود سه فرسخ عرض دارد وسط آن رودی روان و درختان زیاد و انبوهی

داشته است . سغد سمرقند ( سغد رابصاد نیز نوشته‌اند ) جائی بوده در سمرقند بسیار

با طراوت و مشجر و مخصوصا” نوشته‌اند که رهگذر شش روز در میان انبوه درخت

میگذشته است . غوطه دمشق : شهر خرم و زیبا و خوش آب و هوای دمشق ، و نهر

ابله ( بضم همزه وب و تشدید لام ) نهری در شهر بصره که هوای اطراف آن بسیار خوب و

با طراوت و دارای درختان بسیاری بوده است . در حدود العالم مینویسد : (( شهری

استوار است و آب از گرد وی برآید و بر مغرب دجله است و از روی دستار و عمامه بلی

خیزد )) . ابن بلخی درباره کوه استخر و دو کوه مجاورش ( سه گنبدان ) مینویسد که : ((

جمشید سه قلعه بساخت در میان شهر ، و آنرا سهع گنبدان نام نهاد . یک قلعه استخر و

دوم قلعة اشکنون و سوم قلعه شکسته . بر قلعة استخر خزانه داشتی ، و بر شکسته

فراش خانه و اسباب آن ، و بر اشکنون زرادخانه … )) و در جای دیگر باز نوشته که : (( در

جهان هیچ قلعه قدیم تر ازین قلعه نیست و هر احکام که صورت بندد آنجا کرده‌اند و بعد

پیشدادیان آنرا سه گنبدان گفته ، دو قلعه دیگر را که نزدیک آنست یکی قلعه شکسته و

دیگر قلعه اشکنوان ، هر دو قلعه ویران است )) . ابن بلخی راجع باستخر بالای کوه

نوشته است که : (( عضدالدوله حوضی ساخته است آنجا حوض عضدی گویند و

چنانست که درة بوده است بزرگ ، که راه سیل آب قلعه برآن دره بودی ، پس عضدالدوله

بریختگری روی آن دره برآورد ، مانند سدی عظیم و اندرون آن به ساروج و موم و روغن

بیندود . بعد با کرباس و قیر چند لا بر لا در آن گرفته و احکامی کردند، که از آن یک قفیز کم

عشری است و عمق آن 17 پایه است که چون یکسال هزار مرد از آن بخورند یک پایه کم

شود ، و در میان حوض 30 ستون کرده‌اند از سنگ و صاهروج ، و بر سن آن حوض

پوشیده و بیرون از آن دیگر حوضهای آب و مصنعها هست و عیب این قلعه آنست که حصار

منیع توان داد و سردسیر است مانند هوای اصفهان و کوشکهای نیکو و سرایهای خوش و

میدان فراخ دارد … )) راه دشوار و منحصر بفرد این کوه ، آنجا را طوری مستعد ساخته که

در حال حاضر هم چنانچه یک یا دو تفنگچی در راه بالا رفتن بکوه قرار بگیرد ، دیگر

بهیچوجه دست یافتن ببالای کوه میسر نخواهد بود ، و حتی با سنگ اگر بمهاجم حمله

شود ، قادر ببالا آمدن نخواهد بود ، زیرا فقط یک راه باریک و خطرناک دارد که از وسط کوه

ببالا میرود و پیدا کردن این راه جز بکمک راهنما میسر هر راهگذر نخواهد بود . از جاده

یعنی آنجائیکه با اتومبیل میتوان تا پای کوه رفت ( از راه بنی یکه ) دو ساعت تمام طول

میکشد که ببالا روند با آنکه بلندی خود کوه از سطح جلگه در حدود چهار صد متر بیش

نیست ولی حدود یک فرسخ باید از کوه بالا رفت ، چند متری مانده ببالای کوه آثار پلکانی

دیده میشود که از کوه تراشیده‌اند . در بالای کوه سه دره خاکی هر کدام بطول تقریبا” یک

کیلومتر بموازات یکدیگر از شرق بغرب دیده میشود که مستعد برای زراعت دیم ( بدون آب )

میباشد . و بطوریکه اظهار میدارند در سالهای نا امنی اشخاصی که در پناه این دژ بسر

میبرده‌اند ، در همانجا زراعت میکردند . رود کر از دامنه غربی این کوه در بستر مارپیچی

خود بیسر و صدا میگذرد و اراضی مرتب و منظم زراعتی اطراف ، از بالای کوه منظره بس

زیبا و دیدنی دارد . در وسط دره دومی بالای کوه ، یک استخر بزرگ آبی است که 55 متر

طول و بیست متر عرض و هشت متر عمق دارد و ظرفیت آن در حدود نه هزار متر مکعب

میشود آب این استخر از آب بارانهای زمستانی و بهار تأمین میگردیده است . بدنه و کف

استخر از سنگهای شالوده و ملاط آهک مستحکم گردیده ، دو استخر کم عرض دیگر که

هرکدام تقریبا” سی متر طول و شش متر عرض و شش متر عمق دارد در امتداد این

استخر ساخته‌اند که آنها نیز از سنگ و آهک ساخته شده ، آب آنها پس از پر شدن

باستخر بزرگ میریزد . در کنار استخر میانی یک سرو کهنسال که در حدود ده متر ارتفاع

دارد و محیط تنه آن 65 ر 4 متر است برپا میباشد . این درخت یکی از سروهای کهن

روزگار و چندین سده را پشت سر گذارده و در 135 سال پیش که فلاندن آنرا دیده تقریبا”

بهمین قطر و ارتفاع بوده و شکل آنرا در کتاب خود نقش کرده است . در استخر علاوه بر

حوادثی که در خاطره خود دارد و تاریخ موفق بضبط آنها نشده ، پیوسته پناهگاه دلیران ،

و زندان امرای بنام و گردنکشان بوده است . از امرای معروفی که در این قلعه زندانی

بوده‌اند : فضلویه پسر علی بن الحسن است که پس از اخراج او از پارس بدست ملک

قاورد بدرگاه الب ارسلان رفت و او را برانگیزانید تا لشکر بپارس کشید و باز پارس را به

فضولیه داد . فضولیه سپس سر از امر شاه پیچید خواجه نظام الملک او را گرفت و در دژ

استخر زندانی داشت و در همانجا نیز شورش کرد و دژ را بدست گرفت تا سرانجام او را

گرفته و کشته و پوستش را پر از کاه کردند تا عبرت دیگران شود ، و قوم رامانیان در تواریخ

قدیمه از اعقاب همین مرد بوده‌اند . و نیز نوشته‌اند که ابوبکربن سعد چون بر پدر بشورید

اتابک سعد او را شکست داد و در دژ استخر زندانی کرد ، و پیش ازین جنگ با سلطان

محمد خوارزمشاه پیمان بست که هر سال خراج فارس را بدربار بفرستد و سه دژ

اشکنون در ابرج و دژ استخر و شکسته را به کوتوالان شاه خوارزم سپارد . سلجوقشاه

برادر محمد شاه بن سلغر شاه برادر زاده اتابک ابوبکر در همین کوه مدتی زندانی بوده و

برای رهائی خود این رباعی را مینویسد : درد و غم و بند من درازی دارد عیش و طرب تو

دلنوازی دارد بر هر دو مکن تکیه که دوران فلک در پرده هزارگونه بازی دارد چون محمد شاه

اسیر گردید سلجوقشاه از دژ بگریخت و بهمراهی امراء مغول بهمراه ترکان خاتون برتخت

پادشاهی نشست ، ولی فرمانروائی سلجوقشاه بیش از چند ماهی طول نکشید و از

لشکریان التاجو که از طرف ایلخان مغول مأمور دستگیری او شده بود ، شکست خورد

بکازرون فرار کرد و در پای دژ اسپید در سال 662 ه . ق او را کشتند . و نیز نوشته‌اند که

وقتی در سال 620 سلطان غیاث الدین بن محمد خوارزمشاه بفارس هجوم برد اتابک

سعد زنگی چون تاب مقاومت نیاورد در همین قلعه پناهنده شد . شاه اسمعیل صفوی را

نیز نوشته‌اند که در اوان کودکی زندانی این دژ بوده است . تفصیل واقعه ازین قرار است

که شاه اسماعیل فرزند شیخ حیدر و عالم شاه بیگم دختر اوزون حسن در سال 891

هجری بدنیا آمد . یکسال از تولدش نگذشته پدرش در جنگ با شروانشاه و آق قوینلوها

کشته شد . او یکسال داشت و با دو برادرش سلطانعلی و سلطان ابراهیم بدست

یعقوب پسر اوزون حسن آق قوینلو گرفتار گردید چون مادر آنها خواهر یعقوب بود سلطان

از کشتن آنها صرفنظر کرد و در سال 894 هجری آنها را باستخر فارس تبعید کرد و در

همین کوه استخر زندانی نمود . در سال 898 ه بفرمان امیر رستم پادشاه آنها را با

احترام از زندان رهائی داد و به تبریز آورد و روانه اردبیل نمود .

 

تاریخچه از نظر فردوسی

پناه دلیران ایران زمین                                        گل است و گلاب و ستخر گزین

دژ استخر از دژهای معروف و تاریخی است که در انتهای شمال غربی جلگه مرودشت

قرار گرفته است کوهی که این دژ بر فراز آن جای گرفته و دو کوه دیگر (( قلعه شکسته

اشکنون )) در مجاور یکدیگر و مانند سه گنبد ، از هر کجای جلگه مرودشت و ابرج و

رامجرد نمودار است و بنام سه گنبدان نامیده میشود . فردوسی راجع باین سه کوه میگوید :

بسه گنبدان ستخر گزین                                نشستنگه شاه ایران زمین

و در جای دیگر گفته است :

پناه دلیران ایران زمین                                گل است و سپید و ستخر گزین

که مقصد از سخنور عالیمقام سه دژ معروف گل و گلاب که در کهگیلویه ، و قلعه سپید یا

دژ اسپید در خاک ممسنی و همین کوه استخر باشد . در جای دیگر راجع به دژ اسپید

فرموده است :

دژی بود کش خواندندی سپید                              بدان دژ بد ایرانیان را امید

 

 

کوه میان قلعه

سرو کهن بلای کوه استخرسرو کهن سال بالای کوه

گونه های گیاهی زیبا در کوه میان قلعه

نمونه چاه های حفر شده روی کوه برای استخر بزرگ

 

 

 

حتما به این مکان زیبا سربزنید.