تمدن ایران زمین

کوه میان قلعه(کوه استخر)-شمال شهرستان مرودشت،نزدیک تخت جمشید

این همان دژ است که اتابک ابوبکر سعد زنگی بداشتن آن هنگام بیم و اضطراب ، و به

نزهتگاه شعب بوان هنگام آسایش و فراغ خاطر ، افتخار مینموده است . شعب بوان یکی

از بهشتهای چهارگانه قدیم بوده ، سه دیگر : سغد سمرقند ، غوطه دمشق ، نهر ابله

میباشد . شعب بوان ( بکسر شین و سکون عین ) جلگه پر درخت و خوش آب و هوائی

است در شولستان فارس ( نوبنجان ) ، که یکی از شهرهای کوره شاپور بوده . این جلگه

بین دو کوه واقع و حدود سه فرسخ عرض دارد وسط آن رودی روان و درختان زیاد و انبوهی

داشته است . سغد سمرقند ( سغد رابصاد نیز نوشته‌اند ) جائی بوده در سمرقند بسیار

با طراوت و مشجر و مخصوصا” نوشته‌اند که رهگذر شش روز در میان انبوه درخت

میگذشته است . غوطه دمشق : شهر خرم و زیبا و خوش آب و هوای دمشق ، و نهر

ابله ( بضم همزه وب و تشدید لام ) نهری در شهر بصره که هوای اطراف آن بسیار خوب و

با طراوت و دارای درختان بسیاری بوده است . در حدود العالم مینویسد : (( شهری

استوار است و آب از گرد وی برآید و بر مغرب دجله است و از روی دستار و عمامه بلی

خیزد )) . ابن بلخی درباره کوه استخر و دو کوه مجاورش ( سه گنبدان ) مینویسد که : ((

جمشید سه قلعه بساخت در میان شهر ، و آنرا سهع گنبدان نام نهاد . یک قلعه استخر و

دوم قلعة اشکنون و سوم قلعه شکسته . بر قلعة استخر خزانه داشتی ، و بر شکسته

فراش خانه و اسباب آن ، و بر اشکنون زرادخانه … )) و در جای دیگر باز نوشته که : (( در

جهان هیچ قلعه قدیم تر ازین قلعه نیست و هر احکام که صورت بندد آنجا کرده‌اند و بعد

پیشدادیان آنرا سه گنبدان گفته ، دو قلعه دیگر را که نزدیک آنست یکی قلعه شکسته و

دیگر قلعه اشکنوان ، هر دو قلعه ویران است )) . ابن بلخی راجع باستخر بالای کوه

نوشته است که : (( عضدالدوله حوضی ساخته است آنجا حوض عضدی گویند و

چنانست که درة بوده است بزرگ ، که راه سیل آب قلعه برآن دره بودی ، پس عضدالدوله

بریختگری روی آن دره برآورد ، مانند سدی عظیم و اندرون آن به ساروج و موم و روغن

بیندود . بعد با کرباس و قیر چند لا بر لا در آن گرفته و احکامی کردند، که از آن یک قفیز کم

عشری است و عمق آن 17 پایه است که چون یکسال هزار مرد از آن بخورند یک پایه کم

شود ، و در میان حوض 30 ستون کرده‌اند از سنگ و صاهروج ، و بر سن آن حوض

پوشیده و بیرون از آن دیگر حوضهای آب و مصنعها هست و عیب این قلعه آنست که حصار

منیع توان داد و سردسیر است مانند هوای اصفهان و کوشکهای نیکو و سرایهای خوش و

میدان فراخ دارد … )) راه دشوار و منحصر بفرد این کوه ، آنجا را طوری مستعد ساخته که

در حال حاضر هم چنانچه یک یا دو تفنگچی در راه بالا رفتن بکوه قرار بگیرد ، دیگر

بهیچوجه دست یافتن ببالای کوه میسر نخواهد بود ، و حتی با سنگ اگر بمهاجم حمله

شود ، قادر ببالا آمدن نخواهد بود ، زیرا فقط یک راه باریک و خطرناک دارد که از وسط کوه

ببالا میرود و پیدا کردن این راه جز بکمک راهنما میسر هر راهگذر نخواهد بود . از جاده

یعنی آنجائیکه با اتومبیل میتوان تا پای کوه رفت ( از راه بنی یکه ) دو ساعت تمام طول

میکشد که ببالا روند با آنکه بلندی خود کوه از سطح جلگه در حدود چهار صد متر بیش

نیست ولی حدود یک فرسخ باید از کوه بالا رفت ، چند متری مانده ببالای کوه آثار پلکانی

دیده میشود که از کوه تراشیده‌اند . در بالای کوه سه دره خاکی هر کدام بطول تقریبا” یک

کیلومتر بموازات یکدیگر از شرق بغرب دیده میشود که مستعد برای زراعت دیم ( بدون آب )

میباشد . و بطوریکه اظهار میدارند در سالهای نا امنی اشخاصی که در پناه این دژ بسر

میبرده‌اند ، در همانجا زراعت میکردند . رود کر از دامنه غربی این کوه در بستر مارپیچی

خود بیسر و صدا میگذرد و اراضی مرتب و منظم زراعتی اطراف ، از بالای کوه منظره بس

زیبا و دیدنی دارد . در وسط دره دومی بالای کوه ، یک استخر بزرگ آبی است که 55 متر

طول و بیست متر عرض و هشت متر عمق دارد و ظرفیت آن در حدود نه هزار متر مکعب

میشود آب این استخر از آب بارانهای زمستانی و بهار تأمین میگردیده است . بدنه و کف

استخر از سنگهای شالوده و ملاط آهک مستحکم گردیده ، دو استخر کم عرض دیگر که

هرکدام تقریبا” سی متر طول و شش متر عرض و شش متر عمق دارد در امتداد این

استخر ساخته‌اند که آنها نیز از سنگ و آهک ساخته شده ، آب آنها پس از پر شدن

باستخر بزرگ میریزد . در کنار استخر میانی یک سرو کهنسال که در حدود ده متر ارتفاع

دارد و محیط تنه آن 65 ر 4 متر است برپا میباشد . این درخت یکی از سروهای کهن

روزگار و چندین سده را پشت سر گذارده و در 135 سال پیش که فلاندن آنرا دیده تقریبا”

بهمین قطر و ارتفاع بوده و شکل آنرا در کتاب خود نقش کرده است . در استخر علاوه بر

حوادثی که در خاطره خود دارد و تاریخ موفق بضبط آنها نشده ، پیوسته پناهگاه دلیران ،

و زندان امرای بنام و گردنکشان بوده است . از امرای معروفی که در این قلعه زندانی

بوده‌اند : فضلویه پسر علی بن الحسن است که پس از اخراج او از پارس بدست ملک

قاورد بدرگاه الب ارسلان رفت و او را برانگیزانید تا لشکر بپارس کشید و باز پارس را به

فضولیه داد . فضولیه سپس سر از امر شاه پیچید خواجه نظام الملک او را گرفت و در دژ

استخر زندانی داشت و در همانجا نیز شورش کرد و دژ را بدست گرفت تا سرانجام او را

گرفته و کشته و پوستش را پر از کاه کردند تا عبرت دیگران شود ، و قوم رامانیان در تواریخ

قدیمه از اعقاب همین مرد بوده‌اند . و نیز نوشته‌اند که ابوبکربن سعد چون بر پدر بشورید

اتابک سعد او را شکست داد و در دژ استخر زندانی کرد ، و پیش ازین جنگ با سلطان

محمد خوارزمشاه پیمان بست که هر سال خراج فارس را بدربار بفرستد و سه دژ

اشکنون در ابرج و دژ استخر و شکسته را به کوتوالان شاه خوارزم سپارد . سلجوقشاه

برادر محمد شاه بن سلغر شاه برادر زاده اتابک ابوبکر در همین کوه مدتی زندانی بوده و

برای رهائی خود این رباعی را مینویسد : درد و غم و بند من درازی دارد عیش و طرب تو

دلنوازی دارد بر هر دو مکن تکیه که دوران فلک در پرده هزارگونه بازی دارد چون محمد شاه

اسیر گردید سلجوقشاه از دژ بگریخت و بهمراهی امراء مغول بهمراه ترکان خاتون برتخت

پادشاهی نشست ، ولی فرمانروائی سلجوقشاه بیش از چند ماهی طول نکشید و از

لشکریان التاجو که از طرف ایلخان مغول مأمور دستگیری او شده بود ، شکست خورد

بکازرون فرار کرد و در پای دژ اسپید در سال 662 ه . ق او را کشتند . و نیز نوشته‌اند که

وقتی در سال 620 سلطان غیاث الدین بن محمد خوارزمشاه بفارس هجوم برد اتابک

سعد زنگی چون تاب مقاومت نیاورد در همین قلعه پناهنده شد . شاه اسمعیل صفوی را

نیز نوشته‌اند که در اوان کودکی زندانی این دژ بوده است . تفصیل واقعه ازین قرار است

که شاه اسماعیل فرزند شیخ حیدر و عالم شاه بیگم دختر اوزون حسن در سال 891

هجری بدنیا آمد . یکسال از تولدش نگذشته پدرش در جنگ با شروانشاه و آق قوینلوها

کشته شد . او یکسال داشت و با دو برادرش سلطانعلی و سلطان ابراهیم بدست

یعقوب پسر اوزون حسن آق قوینلو گرفتار گردید چون مادر آنها خواهر یعقوب بود سلطان

از کشتن آنها صرفنظر کرد و در سال 894 هجری آنها را باستخر فارس تبعید کرد و در

همین کوه استخر زندانی نمود . در سال 898 ه بفرمان امیر رستم پادشاه آنها را با

احترام از زندان رهائی داد و به تبریز آورد و روانه اردبیل نمود .

 

تاریخچه از نظر فردوسی

پناه دلیران ایران زمین                                        گل است و گلاب و ستخر گزین

دژ استخر از دژهای معروف و تاریخی است که در انتهای شمال غربی جلگه مرودشت

قرار گرفته است کوهی که این دژ بر فراز آن جای گرفته و دو کوه دیگر (( قلعه شکسته

اشکنون )) در مجاور یکدیگر و مانند سه گنبد ، از هر کجای جلگه مرودشت و ابرج و

رامجرد نمودار است و بنام سه گنبدان نامیده میشود . فردوسی راجع باین سه کوه میگوید :

بسه گنبدان ستخر گزین                                نشستنگه شاه ایران زمین

و در جای دیگر گفته است :

پناه دلیران ایران زمین                                گل است و سپید و ستخر گزین

که مقصد از سخنور عالیمقام سه دژ معروف گل و گلاب که در کهگیلویه ، و قلعه سپید یا

دژ اسپید در خاک ممسنی و همین کوه استخر باشد . در جای دیگر راجع به دژ اسپید

فرموده است :

دژی بود کش خواندندی سپید                              بدان دژ بد ایرانیان را امید

 

 

کوه میان قلعه

سرو کهن بلای کوه استخرسرو کهن سال بالای کوه

گونه های گیاهی زیبا در کوه میان قلعه

نمونه چاه های حفر شده روی کوه برای استخر بزرگ

 

 

 

حتما به این مکان زیبا سربزنید.